پاسخ به اظهارات اخیر دکتر دستغیب نماینده ی شیراز در مجلس شورا ی اسلامی مبنی بر شکایت علیه دانشجویان عدالتخواه
در خصوص اظهارات اخیر دکتر احمد رضا دستغیب (فرزند علی اصغر) نماینده ی مردم شریف شیراز در مجلس شورای اسلامی مبنی بر شکایت علیه اینجانب به جهت درج برخی مطالب در وبلاگ شخصی چند نکته وجود دارد که جهت تنویر افکار عمومی به حضور می رساند.
۱- اول آنکه بنده و سایر دوستان عدالتخواه به جهت روحیه ی مبارزه با فساد از گذشته تا به حال هر بار قصد ورود به کاری را داشته ایم غضب و بغض مفسدین را برای خود محتمل می دیده ایم، پس آن چیزی که ما را در این راه مصمم می کرده عمل به تکلیف انقلابی و بصیرت بخشی به مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب بوده و در این راه از طعن طاعنان و بغض منافقان هراسی نداشته ایم. همانگونه که از حب آنها به وجد نیامده ایم.
به آقای دستغیب نیز عرض می کنم که سعی نکنید با این رفتارهای بچه گانه و شتاب زده که در شان نماینده ی مردم شهر مقدس شیراز نیست ما را از روشنگری بازدارید، چرا که عرض خود می بری و زحمت ما می داری. پس توصیه می کنم بیش از این آب در هاون نکوبید که نتیجه ای نخواهد داشت. البته از امثال شما و بقیه ی خاندانتان که تنها به لطف نام شهید محراب به نان و نوایی رسیده اید این گونه حرکات کودکانه و متحورانه که نشان از عدم لیاقت و ذکاوت شما در جایگاه نمایندگی مردم شهر مقدس شیراز دارد، بعید نیست.
۲- آقای دستغیب می شود بفرمایید کدام مورد از مطالب بنده خاطر مبارکتان را آزرده کرده و شما را آشفته ساخته است؟ اصلا شما که به گذشته ی سیاسی خود افتخار می کنید، چه عیبی دارد که بقیه دوستان و مردم و آنهایی که با عدم اطلاع از سابقه ی شما به حضرتعالی رای دادند نیز با این افتخارات بیشتر آشنا شوند؟ آیا من با نشر این افتخارات سیاسی شما، جز نشر واقعیت ها و محاسن حضرتعالی را کرده ام؟ چرا از آن می هراسید؟ یا اینکه از نظر شما این مطالب کذب بوده است؟ کدام موردش را خلاف واقع و نشر اکاذیب می دانید؟
آیا شما در انتخابات مجلس هشتم در لیست اعتماد ملی نبوده اید؟ آیا شما خلاف وعده تان در جبهه متحد اصولگرایان عمل نکردید؟
آیا شما در سال 87 با آقای خاتمی دیدار نکردید؟

آیا شما در انتخابات نهم از قالیباف حمایت نکردید؟ آیا در انتخابات اخیر به همراه ابوی از محسن رضایی حمایت نکردید؟ آیا بارها دولت و شخص رئیس جمهور را در محافل خصوصی به استهزاء نگرفتید؟ آیا کیف به دستان شما سیاهی لشکر ستادهای رضایی نبودند؟ آیا در آن برنامه کذا به همراه پزشکیان نماینده تبریز دولت را تخریب نکردید؟ آیا سهام دار شرکت سهامی آقای رضازاده در سازمان ملی جوانان نبودید؟
اگر پسر این پدر و از سادات و خانواده ی دستغیب نبودید به لطف کدامین شایستگی و هنرتان نماینده مردم می شدید؟ نکند باورتان شده که جایگاه فعلی تان به خاطر توانایی تان بوده است؟ نکند خود را عدالتخواه می دانید؟
باشد شما هم عدالتخواه اما می شود چند نمونه از فعالیت های عدالتخواهانه تان را در طول عمر پربرکتتان ذکر بفرمایید؟ از کی تا به حال آقازادگی همان عدالتخواهی است؟ اصلا مگر اینها جرم است خوب دوست داشته اید هر روز به رنگی در بیایید. یک روز اصلاح طلب یک روز اصولگرا یک روز احمدی نژادی چه عیبی دارد؟ حتما منافعتان را در اینگونه رفتارها می بینید. اینها که در هیچ دادگاهی جرم محسوب نمی شود که نشر آن جرم باشد. فقط مردم از اینجور آدمها خوششان نمی آید و تنها در دادگاه انقلاب اسلامی حضرت روح الله این کار محکوم است.
شما که هر روز برای افتتاح یک حلقه چاه آن هم به زحمت دولت، مقابل این همه خبرنگار و دوربین می روید تا روبان یک حلقه چاه نیمه تمام را ببرید و عکسش را در سایتتان بگذارید و بعدهم آن افتضاح به بار می آید، چطور زحمات دولت را در پروژه ی عظیم راه آهن شیراز اصفهان را زیر سوال بردید؟ نکند افتتاح یک حلقه چاه معیوب از آن پروژه ملی ارزش بیشتری دارد؟ آیا می توانید اینها را انکار کنید؟
اگر اینها دروغ و نشر اکاذیب است بله من دروغگو هستم.
۳- در خصوص مسائل استانداری و شخص استاندار چه کسی در دانشگاه آزاد شیراز و در حضور جاسبی مشکل استان را مدیریت غیر بومی عنوان می کند و امروز به جای نمایندگی مردم نماینده ی استاندار و دلال سیاسی شده است ؟ شما بارها اعلام کرده اید که من تا به حال یک مدیرکل و بخشدار یا فرماندار معرفی نکرده ام و می گویید نام نمایندگان سهم خواه را با ذکر پست های پیشنهادی اعلام می کنم. اول آنکه چرا اعلام نمی کنید؟ شما که عدالتخواه هستید نام آنها را اعلام کنید تا ما هم این نمایندگان را بشناسیم. دوم آنکه چه کسانی می توانند سهم خواه باشند؟ آنهایی که برای به دست آوردن دل استاندار در حمایت از او نامه می دهند یا آنها که به خاطر وظیفه ی نمایندگی مردم به تکلیف عمل می کنند؟ آیا اصلا استاندار به حرف این عده توجه می کند؟
آیا شما میدان امام حسین و استانداری فارس را با خیابان بهارستان و عمارت مجلس اشتباه نگرفته اید؟ چه کسی با دادن اطلاعات غلط به استاندار و محدود کردن وی باعث به وجود آمدن وضع فعلی در استان شده است؟ چه کسی افراد منزوی و نیروهای ستاد رضایی و موسوی چی ها را با رابطه گرد استاندار جمع نموده؟
آیا شما نبودید که به بنده گفتید گزینه ها و نیروها را معرفی کنید تا به استاندار بگویم؟ آیا در محافل دیگر و به سایر دوستان این مسئله را نگفته اید؟ اگر شما مدیر کل و فرماندار و بخشدار و معاون معرفی نمی کنید پس چگونه می خواهید گزینه ها را از ما بگیرید و به استاندار معرفی کنید؟ آیا لابی و تیم مخفی دیگری دارید که از طریق آنان نیرو معرفی می کنید؟ یا باز هم منافق بازی در آورده اید و به ما دروغ گفتید؟
آیا هم اکنون نیز سازمان ملی جوانان سهم شما و نوچه های شما و پدرتان نیست؟
آیا شما رابط بین استاندار و آقایان رحیمی و مشایی نیستید؟ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟
4- آقای دستغیب شما هنوز باید بزرگ شوید. لباس نمایندگی به اندامتان زار می زند. گمان کرده اید می توانید میان ما و سایر دوستانمان جدایی بیندازید که هر روز به آنها تماس می گیرید و قصد یارکشی سیاسی دارید؟ آنهایی که چشم ندارند وحدت جوانان ولایتمدار و عدالتخواه و اصولگرای این شهرمقدس را که در سایه انتخابات دهم به دست آمده ببینند باید خیال جدایی و تفرقه ما را به گور ببرند.
بارها ما را رفقای یاسین کریمی و شهبازی نامیده اید. اول آنکه یاسین کریمی قبل از رفاقت با ما دوست شما بود که هم او و هم خود شما بارها این نکته را به من گفتید. اگر یادتان باشد بارها در دانشکده ی علوم انسانی سابق شماره ی او را از من طلب کردید و حال او را جویا می شدید و از پیامهایی که او به شما می داد می گفتید و بعد از قطع پیامها می گفتید چرا پیام نمی دهد؟ آن زمان اوایل دوران دانشجویی من بود و چند ماه بیشتر نبود که او را می شناختم و حتی برای من پیام نمی داد. می شود بفرمایید سابقه ی رفاقت شما با وی به چه زمانی برمی گردد؟
آیا این شما نبودید که در 22بهمن 87 با یاسین کریمی به شدت راجب به مواضع وی در خصوص امام جمعه سابق و آمدن آیت الله ایمانی می گفتید و می خندیدید و وقتی آن بیانیه را در خصوص امام جمعه از او گرفتید، چون او را هم موضع با خود می دیدید گفتید آقای حائری برود تا نماز جمعه بیاییم و دو رکعت نماز بخوانیم (نقل به مضمون) و من همان جا به شما انتقاد کردم و گفتم شما که برای انتخابات به نماز جمعه می آیید و روز انتخابات هم آمدید و پشت سر آقای حائری نماز خواندید چرا این حرف را می زنید؟ حال چه کسی دوست یاسین کریمی است ؟
بله یاسین کریمی دوست ما بود زمانی که شما قالیبافی و هاشمی چی بودید او مسئول بسیج دانشگاه شیراز بود و با تمام وجود از احمدی نژاد حمایت کرد و بعد از آنکه در انتخابات دهم به میرحسین رای داد (در ستاد میرحسین هم فعالیت نداشت) و بعد از رابطه با شهبازی از او جدا شدیم. اما شما چه که هر روز به سیرتی و صورتی رخ می نمایانید؟ و هرجا که باد قدرت شروع به وزیدن کند گردنتان را به همان سمت خم می کنید.
آیا در تاریخ اسلام و انقلاب خطر منافقین بیشتر بوده یا معاندین؟
آیا شهبازی نبود که برای اولین بار به طور رسمی گمانه زنی و طرح شایعه امام جمعه گی پدر شما را مطرح کرد و در ذکر فضایل پدر شما مطلب نوشت؟ چه چیزی باعث این کار از جانب شهبازی شد؟ شهبازی حتی تا روز آخر و قبل از اعلام رسمی دفتر آقا پدر شما را به عنوان نماینده ی ولی فقیه در استان اعلام کرد. چرا؟ بی دلیل؟ آیا او فقط پدر شما را دوست داشت و به این خاطر خود را به آب آتش می زد؟ به یاد دارم پیام هایی را که از جانب کریمی به من می رسید. روز آخر و قبل از ساعت 14 که برای اولین بار متن حکم حضرت آقا را در انتصاب آقای ایمانی در اخبار سراسری پخش کردند، یاسین کریمی نه تنها برای من بلکه برای سایر دوستان پیامی فرستاد و در آن پیام پدر شما را امام جمعه شیراز خواند به او تماس گرفتم و گفتم این کار را انجام ندهید چرا که کسی به شما اعتماد نمی کند. به او گفتم اکنون حکم حضرت آقا را صدا و سیما پخش کرد اما او باز هم بر این مسئله اصرار داشت. یاسین کریمی بارها خود را مرید ابوی و عموی شما معرفی می کرد. او که از حامیان مسجد آتشی ها بود چرا باید از انتصاب پدر شما اینقدر خوشحال شود و برای آن تلاش کند؟
آیا همه ی اینها یک اتفاق ساده و بدون برنامه ریزی است؟ آیا شما هم در به راه اندازی این جنگ روانی به نفع ابوی محترم و چند روز قبل از آمدن آیت الله ایمانی نقشی داشتید؟ حال او رفیق چه کسی است؟ نفاق تا چه حد؟ شهبازی چطور؟ چه قرابتی بین خاندان شما و او وجود داشت که اینگونه سینه چاک شده بود؟
قصد طرح این مطالب را نداشتم اما حال که شما اصرار دارید می گویم. شما که به لطف شهید محراب به همه چیز در این دنیا رسیده اید. چرا برای یک نام و صفت خود را به آب و آتش می زنید؟ آیا دعوا و جنجال برای آیت الله خواندن ابوی شما با مشی عرفا و بزرگانی چون حضرت امام (ره) و آیت الله بهجت و سایر بزرگان دین و دنیا که تا پایان عمر خود را یک طلبه ی ساده می دانستند و از اینکه آنان را با نام و نشان صدا بزنند پرهیز می نمودند همخوانی دارد؟
حال که شما بنده را با طبرزدی مقایسه می کنید بگذارید تا این قیاس را تکمیل کنم و شما را در نفاق و انحراف با بنی صدر و میرحسین موسوی مقایسه کنم و از قول امام راحل خطاب به بنی صدر به شما بگویم که "حب الدنیا راس کل الخطیئه" مطمئن باشید در این راهی که می روید آینده ای جز این در پیش ندارید.
۵- در خصوص شکایتی هم که گفتید بسیار خوشحال می شوم همانند بزرگانی که مورد غضب امثال میرحسین و بنی صدر و بهزاد نبوی قرار گرفتند مورد شکایت امثال شما باشم و اگر در افشای چهره ی سودجویانی چون شما طبرزدی ام به این کار افتخار می کنم و اگر شما ولایتمدار و عدالتخواهید من دیگر عدالتخواه نیستم.
آقایاحمدرضا دستغیب(فرزندعلی اصغر) شما به خاطر توهم ناشی از خود بزرگ بینی گمان کردید شکایت شما و امثال شما در عمل به وظیفه ی ما تاثیری دارد که هر روز ما را تهدید به شکایت می کنید. اگر چه این گونه شوخی هایتان باعث ایجاد مسرت ما می شود، اما یادگاری ما به شما ذکر این مطلب باشد که همانا حکایت شما حکایت آن گنجشکی است که بر روی درخت کهنسال و تنومند گردو نشسته بود و پس از دقایقی استراحت به درخت گفت: درخت خود را محکم بگیر می خواهم پرواز کنم، درخت در پاسخش گفت: مانند تو هر روز صدها گنجشک می آیند و می روند و من اصلا متوجه نمی شوم. من اصلا آمدنت را نفهمیدم که رفتنت را مراقب باشم. به حمدالله ما آنقدر در این مسیر امثال شما را دیده ایم که آمدن و رفتن و حب و بغضتان را متوجه نمی شویم و اصلا به آن توجهی نداریم.
شاید شما هم دوست دارید در شکایت از عدالتخواهان به سرنوشت خانی دچار شوید.
هر درختی را آفت است و هر آفتی را سمی و چون درخت را آفت زند، باید آفت را بزدایی و امروز روز آفت زدایی دامان انقلاب از امثال بنی صدر و موسوی و نوادگان ناصالح امام و منفعت طلبان از بیوت روحانیت متعهد و علما به خصوص شهید محراب است. باشد که مردم این دیار حساب شهید محراب را از امام جماعت مسجد ضرار و امثال شما و سایر خاندانتان که این شهر را ارث پدری خود می دانید جداکنند و این آفت ها را بزدایند و در آینده به جای رای دادن به اسم و رسم ها و نام ها و نشان های عاریتی و پارچه ی سبز سادات به شاخص ها رای دهند تا ببینیم نماینده های واقعی مردم چه کسانی هستند.
نوشته شده توسط : علی جعفری
www.11-22.blogfa.com
+ نوشته شده توسط تجرد.علوی.احمدی.نجابت در جمعه بیست و یکم خرداد 1389 و ساعت
11:38 |